شروع کارگاه فلسفه برای کودکان

مکتب آبی > کلاس های آموزشی  > فلسفه برای کودکان  > شروع کارگاه فلسفه برای کودکان

شروع کارگاه فلسفه برای کودکان

شروع کارگاه فلسفه برای کودکان :

فلسفه برای کودک یا آموزش صحیح تفکر از طبیعت کنجکاو کودکان و انسان و حس حیرت انگیز آنها استفاده می کند و آنها را به جستجو معنا تشویق می کند.

به پرورش اعتماد به نفس و صفاتی کمک می کند که به خوب قضاوت کردن در زندگی روزمره منجر می شود .

کارگاه فلسفه برای کودکان به مربیگری سرکار خانم دیانا خلیلی در روز های شنبه از ساعت ۱۵:۱۵ – ۱۶:۳۰ در مجموعه مکتب آبی برگزار می شود .

به کودکان می آموزد که با سوال ها و گفتگوهای خود درباه عناوینی مانند :

ماهیت حقیقت ،خوبی ، زیبایی ، راه درست و نادرست و انتخاب صحیح و اشتباه ، انصاف و دوستی  صداقت و راستگویی و….. بیاندیشد .

تفکر و مهارتهای استدلال را تقویت می کند

فلسفه برای کودک مهارت های بسیاری در زندگی طبیعی به کودکان و انسانها می آموزد بدون اینکه لازم باشد دستور العملهای خاصی به آنها بدهیم .

      بدون اینکه دیگر نگران کلاسهای مشاوره ، انتخاب دوستان ، کلاسهای ریاضی نگرانی در رابطه با انتخاب رشته و آینده فرزندانمان داشته باشیم زیرا در کلاس آموزش تفکر صحیح کودکان با تلاش و کندو کاو خود از سنین کودکی به پاسخ ها و یافته ها و صفت های درونی درست دسترسی پیدا می کنند و زودتر به بلوغ های فرهنگی ،اجتماعی،اقتصادی و فردی دست خواهند یافت .

در کلاس های فلسفه برای کودکان هم این اتفاق می افتد. مربی کودکان را وادار می کند که:

  • سؤال های خودشان را مطرح کنند

  • و الگویی برای کودکان ایجاد می کند که به سراغ یافتن پاسخ پرسش هایشان بروند.

  • البته معلم به صورت نظری مطرح نمی کند که بچه ها شما باید این گونه و از این روش به دنبال پاسخ پرسش هایتان بروید بلکه معلم بیشتر به صورت یک محقق ظاهر می شود یا حتی داستان ها به گونه ای هستند که الگوی یک فرد محقق را برای کودکان و نوجوانان مطرح می کند.

قدما معنایی از فلسفه مراد می کردند و می گفتند فلسفه به معنای تحقیق است. فرد در هر زمینه ای که بخواهد تحقیق کند یعنی باید به دنبال کشف سؤال برود؛ وقتی سلسله سؤال ها را پیگیری می کنیم در نهایت به یک پرسش فلسفی ختم می شود.

بلکه سقراط کسی است که در بازار مکاره با کودکان و بزرگترها و به طور کلی مردم عادی به گفتگو می نشیند. هدف سقراط این است که با دیالوگی که بین افراد اتفاق می افتد آرایشان را استخراج کند و به افراد اجازه بدهد که نظراتشان را بیان کنند. و همچنین به بقیه افراد یاری می رساند که آرای او را نقد کنند. در این تأمل و تضارب آراء، حقیقت از ذهن و زبان افراد بیرون می آید. سقراط به دنبال این نیست که مردم را مجبور کند تا نظرات او را بپذیرند.

 بنابراین در اینجا

  •  پرسش خوب،

  •  درست بیان کردن،

  •  تأمل کردن و

  •  گفتگو کردن

همگی دخیل هستند.

بنابراین منظور از فلسفه برای کودکان این است که ما کودکان را به تأمل و تعمق ترغیب کنیم تا آنها بتوانند خود، محیط ، زندگی، اهداف، معنای زندگی شان را بیابند و آن را غنی تر سازند. ما نباید برای زندگی آنها معنا تعیین کنیم. همچنین کودکان باید بتوانند در مقابل فشارهای اجتماعی مقاومت کنند و بتوانند در مقابل رسانه ها که می کوشند افکار افراد را به نحوی کنترل کنند، مستقلاً تفکر کنند و تصمیم بگیرند. لیپمن جمله ای دارد که می گوید: ))ما در این برنامه به کودکان و نوجوانان کمک می کنیم که ترجیحاً خودشان برای خودشان فکر کنند و تصمیم بگیرند.((

این داستان ها راهی برای گفتگو و تفکر، یادگیری و خود اصلاحی است.

نکته مهم این است که داستان های فلسفه برای کودکان نمی خواهند ارزش خاصی را به کودکان تعلیم دهند.

اشتباهی که عده ای خاص به آن دچار می شوند این است که فکر می کنند باید داستان ها بومی شوند زیرا قرار است ارزش خاصی را به کودکان تعلیم دهند. درحالی در فلسفه برای کودکان اصلا چنین چیزی وجود ندارد.
در این برنامه قرار نیست هیچ ارزش اخلاقی از پیش تعیین شده ای به کودکان القاء شود.

ولی در فلسفه برای کودکان این دیدگاه تغییر می کند زیرا در این برنامه ذهن کودکان را حقیر نمی شمارند به نحوی که با پارچی از پیش تعیین شده پر شود. در این برنامه کودکان نه خواننده صرف کشف های گذشته بلکه کاشف بار می آیند. درحالی که در نظام آموزشی سنتی کودکان پشت سر هم می نشینند، معلم متکلم وحده است، کودکان نمی توانند او را زیر سوال ببرند.
لیپمن می گوید، جان دیویی یک انقلابی در زمینه آموزش و پرورش بود. دیویی بر این نظر بود که نظام آموزشی حافظه محور باید از میان برداشته شود. افراد بسیاری هم به عقاید دیویی علاقمند شدند ولی آنگاه که خواستند برنامه های دیویی را در نظام آموزشی سابق اجرا کنند به تدریج برنامه های دیویی منحل شد. زیرا پایه های نظام آموزشی مشکل داشتند.

در فلسفه برای کودکان آزادی محض است یعنی به کودکان اجازه می دهند کلاس را به هم بریزند سپس با کودکان گفتگو می کنند که آیا کار آنها صحیح بوده است یا نه؟ و بچه ها خودشان به این نتیجه می رسند که کارشان درست نیست و از آن پس خودشان به این عمل مرتکب نمی شوند.

  • اما بچه ها تفکر انتقادی نمی آموزند که افکار دیگران را به قصد آزار دادن نفی کنند. بلکه تفکر انتقادی را برای خود انتقادی و خود – انتقادی جمعی می آموزند.

  • از طرف دیگر تفکر انتقادی را به همراه تفکر خلاق می آموزند که سبب می شود غیر از نقد، نظر زیباتر، جالب تر و جدید تری ارائه دهند. کودکان در این روش با والدین شان وارد گفتگو می شوند و حتی می توانند برای مسأله راه حلی ارائه کنند.

من تغییرات بسیاری را در والدین کودکانی که در کلاس های من شرکت می کنند، دیده ام و آنها خودشان به زبان آورند. کودکان با پرسش کردن و سپس حل مسأله تقابلی را که مد نظر شماست، کاهش می دهند.

  • در کشورهای مختلف به آموزش خانواده ها هم پرداخته اند. در ایران هم ما می توانیم کلاس های مشترکی بین والدین و کودکان در مدرسه برگزار کنیم. در روسیه این کار مشترک وجود دارد.

 بنابراین من کاملا ایراد شما را می پذیرم اما آن را قابل حل می دانم. به نظر من این آموزش به خانواده ها به عنوان کانون اقتدار، آسیبی وارد نمی کند بلکه تقابل میان کودک و خانواده را کاهش می دهد؛ زیرا کودکان و نوجوانان می آموزند  به این تقابل به عنوان مسأله نگاه کنند و برای حل آن بکوشند. برای مثال کودکی که نمی تواند درست پرسش کند ویا صحیح استدلال کند مجبور است با خانواده وارد چالش و جدال  شود اما وقتی این مهارت را آموخته است بین کودکان و خانواده این دیالوگ صورت می گیرد. 
اینجا پرسش مهمی مطرح می شود، نمی خواهم نوجوانان را دارای نیات پلیدی بدانم، اما اگر نوجوانی این مهارت ها را آموخته باشد و از آنجایی که والدینش یا این مهارت ها را بلد نیستند یا به خوبی او، قادر نیستند وارد گفتگو شوند و کودک هم می خواهد کاری انجام دهد که بر خلاف میل والدینش است، در نتیجه از همین فنون برای فریفتن و اقناع آن ها استفاده کند، در اینجا چه باید کرد؟

 

 

از نتایج کارگاه فلسفه برای کودکان ( P4C ) میتوان به موارد زیر اشاره کرد :

۱- تقویت مهارت های استدلالی

۲- پرورش ارزش های اخلاقی

۳- تشخیص درست و صحیح راه زندگی

۴- انتخاب دوست خوب

۵- دور شدن از لذتهای کاذب و دروغین

۶- بالا رفتن اعتماد به نفس

۷- بالا رفتن انگیزه زندگی

۸- دور شدن از افسردگی

۹- آشنایی با طریقهصحیح گفتگو در جمع

۱۰- رعایت آداب گفتگو

۱۱- موفقیت درشغل و زندگی

۱۲- مفید واقع شدن برای خود و اطافیان

۱۳- به چالش در آوردن فکر

۱۴- تجربه تحقیق و تفحص برای بدست آوردن حقیقت یک موضوع

۱۵- طریقه صحیح گفتگو با حفظ احترام با والدین ، اعضای خانواده ، اساتید و…

۱۶- تعیین چارچوبهای درست در تصمیم گیری

۱۷- مشخص و واضح بودن اهداف در زندگی

۱۸- دور شدن از غرزدنو تقصیر رابه گردن دیگران انداختن

۱۹- سلامت سیستم روانی و فکری و عاطفی سالم و شاد

۲۰- رعایت رفتار درست سازمانی و…….

۲۱- ۲۱- پی بردن به صفات و اخلاقیات درست

۲۲- رعایت حق دیگران و خود به صورت همزمان

۲۳- مراقبت از دیگران و خویش به صورت همزمان

۲۴- پرسش خوب،

۲۵- درست بیان کردن،

۲۶- تأمل کردن و

۲۷- گفتگو کردن

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت