کارگاه خلاقیت در کمپ تابستانی مکتب آبی

مکتب آبی > کلاس های آموزشی  > خلاقیت  > کارگاه خلاقیت در کمپ تابستانی مکتب آبی

کارگاه خلاقیت در کمپ تابستانی مکتب آبی

کارگاه خلاقیت در کمپ تابستانی مکتب آبی:

ما در مکتب آبی برای پذیرش کودکانمان از تست هایی استفاده کردیم که توسط اساتید مختلف از بچه ها گرفته شد. تست هایی از میزان شناخت رنگها، اعداد، درک و شناخت محیط اطراف، هوش، آناتومی و پیکرسنجی، خلاقیت و بسیاری موارد دیگر.


بعد از انجام این تست ها و انتخاب کودکانی که برای کمپ تابستانی آمادگی داشتند و گروه بندی آنها بر اساس دو آیتم سن و رشد عقلی کلاسهای تابستانی ما کلید خورد و یکی از کلاسهایی که برای کودکان برگزار شد خلاقیت بود.
در این دوره کلاسها ما ۴ آیتم داشتیم:
• سرگرمی و خلاقیت
• نمایش و تحلیل انیمیشن
خلاقیت و کاردستی با ضایعات
• نمایش خلاق
یکی از اصلی ترین مسائلی که ما در بحث خلاقیت با آن روبرو هستیم این است که دست از مسیر دادن به کودکمان برداریم و اجازه بدهیم او تصمیم گیرنده باشد. همه کودکان ما خلاق هستند اما با توجه به مسیری که برای رشد طی میکنند این خلاقیت کم کم از عموم آنها دور می شود. ما در مکتب آبی این اصل را در نظر داشته ایم و با بال و پر دادن به کودک و شخصیت او اجازه می دهیم خلاقیتش را بازیابی کند.
ما در کلاسها به بخش ها و بازی های مختلفی پرداختیم. قطعا در سنین کودکانی که در کنار ما بودند بازی و آموزش به وسیله بازی، مهمترین نکته است و تنها کار عملی و درست به حساب می آید. گرچه بازی و یادگیری در خلال آن برای بزرگسالان هم بسیار پرکاربرد و خوشایند و ماندگار است.
در بازی های خلاقانه باید این نکته را مدنظر داشته باشیم که تا حد ممکن ذهن کودکانمان را به چالش بکشیم و آنها را به این سمت سوق دهیم که از چیزهایی که بطور پیش فرض خودشان یا محیطشان پذیرفته اند رها شوند. مثلا برای بخش نمایش از بچه ها خواستیم که یک شغل را برای خودشان انتخاب کنند؛ شغل پدر، مادر، شغلی که دوست دارند در آینده داشته باشند یا الان برایشان جذاب است. بعد از والدین خواستیم که به کودکانشان اجازه دهند که وسایل موردنیاز آن شغل را از وسایل موجود در خانه یا اسباب بازی هایشان فراهم کنند.
به این معنی که مثلا برای دکتر شدن ست پزشکی که در اسباب بازی هایشان موجود است را همراه نیاورند بلکه به این فکر کنند که چه چیزی شبیه گوشی پزشکی است، چه چیزی می تواند جایگزین روپوش دکتر باشد و … .گرچه بعضی از بچه ها و حتی والدین در این قسمت کار مقاومت داشتند و برایشان سخت بود اما در بخش هایی هم قدم های مثبتی برداشتند؛ مثلا یکی از بچه ها که پلیس شده بود برای دستبند پلیس از بین وسایل بازی دو تا حلقه بزرگ را انتخاب کرد و گفت اینها دستبند هستند. این دقیقا کاری بود که ما از بچه ها و ذهن آنها انتظار داشتیم.
آنها شغل هایشان را برای دوستانشان نمایش دادند و بچه ها برای دقایقی با هرکدام از شغل ها همراه شدند؛ همه با هم سر کلاس یک خانم معلم رفتند، همه با هم وارد هواپیمایی شدند که خلبانش یکی از دوستانشان بود، به کنسرت خواننده و گیتاریست گروه رفتند، همه نقش دزد و پلیس را بازی کردند برای همراهی با دوست پلیسشان و همچنین بسیاری از شغل های دیگر مثل دکتر، آتش نشان و آشپز را امتحان کردند.
همچنین برای کاردستی با ضایعات از والدین خواستیم که اجازه بدهند بچه ها هر چیزی که در دورریختنی های خانه مناسب میبینند را با خودشان بیاورند اما آنها را راهنمایی نکنند. بچه ها وسایل مختلفی آورده بودند مثل بطری های پلاستیکی، تکه های چوب، سی دی، چوب بستنی، پارچه، دکمه، جلد بستنی های مختلف و …
در این بخش می خواستیم بچه ها با وسایل غیر معمولی که در اختیار دارند کاردستی درست کنند. بعضی از آنها مقاومت داشتند برای شروع و برخی زودتر دست به کار شدند. از هر ذهن ایده جالبی بیرون آمد که می توانید تصویر بعضی از آنها را در این عکس ببینید.
(عکس کاردستی ها)
کار با رنگهای انگشتی به کودکان اجازه میدهد با محدودیت کمتر کار کنند و با ذوق زیاد هرچیزی که در فکرشان هست را پیاده کنند. ما با رنگهای انگشتی کار کردیم، ضمن اینکه در مرحله بعدی نقاشی هر کدام از کودکان را بالا گرفتیم واز بقیه پرسیدیم که بنظر شما دوستتان چه چیزی کشیده. تنوع چیزهایی که بچه ها از دوستانشان می شنیدند برایشان جالب بود، و همچنین این مرحله تمرینی برای سایر بچه ها هم بود تا تخیل خودشان را به کار بگیرند و نقاشی دوستشان را آنطور که میخواهند ببینند.
(عکس نقاشی های رنگ انگشتی)
ساخت نقاب و رنگ آمیزی و نمایش با آن، شن بازی برای رشد خلاقیت کودکان و اجتماعی تر شدن آنها، دیدن بخشی از انیمیشن INSIDE OUT یا سرنشینان و تحلیل آن، تحویل چند انیمیشن مفهومی به والدین برای تماشا و بررسی در منزل، داستان گویی و بسیاری از فعالیت های دیگر در این مدت در کنار کودکان انجام شد.

بین عناوینی که تیتروار به آن اشاره کردم اگر بخواهم توضیح کوتاهی درمورد داستان گویی بدهم باید بگویم که ما در این بخش از بچه ها میخواستیم که یک داستان را تعریف کنند؛ داستانی که شنیده اند یا چیزی که از تخیل خودشان سرچشمه گرفته است. بعد در میانه داستان از کودک قصه گویمان میخواستیم که صبر کند تا دوستانش داستان را ادامه بدهند و بگویند فکر میکنند چه اتفاقی در ادامه می افتد.
بعضی از بچه ها نسبت به اینکه انتهای داستانشان را طور دیگری بشنوند مقاومت می کنند اما کم کم برای خودشان هم جذاب میشود و تمرینی خوب برای خلاقیت را به انجام می رسانند.
البته این مورد را در نظر داریم که هر کدام از بچه ها فقط ساعاتی را در طول هفته در کنار ما هستند و اکثر اوقات را در کنار والدین خودشان میگذرانند و اگر والدین با ما همراه و همگام نباشند رشدی که ما برای کودک مدنظر داریم بسیار کند خواهد شد. با این دید ما در مکتب آبی بعد از کلاسهایمان، جلساتی را به صحبت با والدین اختصاص دادیم تا آنها بدانند که در کلاس خلاقیت چه میگذرد و چه رفتارهایی را نیاز است نسبت به کودک مدنظر داشته باشند تا رشد خلاقیت او را شاهد باشیم.
مثلا بسیاری از والدین پس از کلاسها برای کودکشان رنگ انگشتی خریدند و در بالکن یا حمام منزل اجازه دادند با خیال راحت نقاشی کند. برخی با کودکانشان کارهای نمایش خلاق را انجام دادند، برای آنها محل های بازی مخصوص که ما آنها را محل وقت تلف کنی می نامیدیم درست کردند و مشارکت بالایی داشتند تا فرزندشان بتواند بهترین بهره را از کلاسها ببرد و در آینده خلاقانه تر رفتار کند.

 

 

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت