قصه شنل قرمزی

🧾 قصه شب : شنل قرمزی 💃

یک روز صبح شنل قرمزی از مادرش خواست اگه ممکنه به اون اجازه بده تا به دیدن مادر بزرگش بره . چون خیلی وقت بود همدیگه رو ندیده بودند ، مادرش گفت : فکرخوبیه ، پس آنها یک سبد زیبا از خوراکی درست کردند تا شنل قرمزی آنرا برای مادر بزرگش ببره…توی راه اتفاقاتی برای شنل قرمزی میوفته…بچه بهتره داستان رو گوش کنیم.

امیدواریم کودک شما از این قصه (قصه شب : شنل قرمزی  💃)  لذت برده باشد .

این قصه توسط مربی توانمند مکتب آبی خانم مهرنوش ایرانشاهی تهیه و تدوین شده است .

خوشحال میشیم نظراتتون را در قسمت دیدگاه ها واقع در پایین همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید .

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت