قصه عروسی خاله سوسکه

🧾 قصه شب : عروسی خاله سوسکه 🦗

در سالهای دور در شهری زیبایd خاله سوسکه قشنگی بود که یه روز پیراهنی از پوست پیاز ، روسری از پوست سیر ، چادری از پوست بادمجان و یه جفت کفش قشنگ پوشید و بیرون رفت . رفت و رفت و رفت تا به بقال رسید….

بچه ها بهتره بقیه داستان, گوش بدیم.

امیدواریم کودک شما از این قصه (قصه شب :عروسی خاله سوسکه 🦗)  لذت برده باشد .

این قصه توسط مربی توانمند مکتب آبی خانم مهرنوش ایرانشاهی تهیه و تدوین شده است .

خوشحال میشیم نظراتتون را در قسمت دیدگاه ها واقع در پایین همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید .

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه

دیدگاه
نام
ایمیل
وبسایت